close
تبلیغات در اینترنت
تاُثیر محبت
شنبه 03 تیر 1396
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : ادیسی |

تاٌثیر محبت

سارق جنایتکاری در حال فرار و آوارگی با لباس ژنده و پر گردو خاک، دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید.

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید که میوه فروش به او هدیه کرد. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.

 :.....میوه فروش گفت

 

سارق جنایتکاری در حال فرار و آوارگی با لباس ژنده و پر گردو خاک، دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید

چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدائی کند.

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید که میوه فروش به او هدیه کرد. بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت.

میوه فروش گفت : بخور نوش جانت، پول نمی خواهم

سه روز بعد جنایتکار فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد.

این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند، صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت، او دهان خود را باز کرده گوئی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت. آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد.

میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت. عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت. زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند جنایتکار فراری و برای کسی که او را معرفی کند مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند. میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت. پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند. سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد،

با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود. او به اطراف نگاه کرد، گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود. دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند. او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید.

موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت :

 

” آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان . سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد. میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد و در صفحه پشتش، چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود:

 

من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم.

 

هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم،

 

نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت.

 

بگذار جایزه پیدا کردن من، جبران زحمات تو باشد

نوشته شده توسط:آدیسی

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : | نظرات () بازدید : 68

چگونه خبر بد را به طرف مقابل بگوئیم!!؟ طنز تاریخ : سه شنبه 04 آذر 1393
کتاب ناله شکن حسن زیرک تاریخ : جمعه 09 خرداد 1393
دانلود تمام اهنگ های کاریگر تاریخ : سه شنبه 06 خرداد 1393
مشاوره جنسی2 تاریخ : دوشنبه 05 خرداد 1393
بیوگرافی احمد کایا تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393
واژگان زبان انگلیسی از اول راهنمای تا پیش دانشگاهی تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393
زندگی نامه استاد عبدالرحمن شرفکندی متخلص به « هه ژار » تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393
دانلود کتاب مه م وزین از ماموستا هه ژار تاریخ : پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393
دانلود اهنگ زیبای ماهسون با نام دینله تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
دانلود آلبوم جدید ابرو گوندش تاریخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393
دانلود کتاب های ترفندکامپیوتر تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
کانی گراوان چشمه ی جوشان عجیب تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
کلاغ ها زندگی جالبی دارند!! تاریخ : شنبه 07 اردیبهشت 1392
عکس کودکی فوتبالیست های موفق تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392
اشتباهای رایج مسواک زدن تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392
چیزهای جالب درموردانجلیناجولی! تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392
راهکارهای جدید محافظت ازمغز تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392
آشی برات بپزم که یک وجب روغن رویش باشه ناصرالدین شاه تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392
اموزش افزایش آمار بازدید _ ویژه وبلاگ ها تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392
اهنگ خانه ی بی سقف ازامید تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


هدف تک خوان فقط رضایت شماست بانظرات خودتان مارایاری فرماییدباتشکرمدیروبلاگ آدیسی بندگی خدا کنیم تا خداوند همه چیز را بنده ی ما کند...
بالای صفحه
تک خوان
firefox
opera
google chrome
safari